ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 58

معجم البلدان ( فارسى )

215 / 222 و ج 13 : 147 در زندگينامهء كسانى گويد : بوجعفر طوسى او را در « مصنّفى الاماميه » ياد كرده است . عامرى : زياد پسر عبد الله بكائى ( م 183 ) راوى سيرهء ابن اسحاق براى ابن هشام است ( زركلى 3 : 92 ) ياقوت در 11 جا به واسطهء اصمعى از وى نقل مىكند . چ ع 1 : 345 : 5 ترجمهء فارسى ص 306 پانوشت 3 . عبد الحكم ( ابن - ) محمد ( 182 - 268 ) پسر عبد اللّه مالكى مذهب ليكن نه بسيار خشن . او مدّتى شافعى شد ، ولى بازگشت و شافعى را ضد كتاب خدا دانست . كتابى به نام ردّ بر فقيهان صاحب رأى عراق دارد و كتابى ديگر « ادب القضاة » ( زركلى ج 7 ص 94 ) . ياقوت 12 جا از او نقل مىكند و معلوم نيست از كدامين اثر اوست ( خلكان 3 : 233 ) احوال او را از قاضى قضاعى اسماعيلى مصر نقل مىكند . عبدرى : محمد پسر سعدون عامرى عبدرى ( م 524 ) ياقوت سنّى از قشرگرايى او ، كه خدا را مانند سلفيان دو قرن سكوت ، داراى اعضا ، همچون آدمى مگر فرج و لحيه مىدانست ، نگران است ، ليكن نزديك پانزده جا از وى تاريخ نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 137 ترجمهء فارسى 128 ، پانوشت 3 . و چ ع 4 : 721 : 20 عبيد ( بو - ) بكرى : ن . ك « معجم ما استعجم » عبيده ( بو - ) : ن . ك : معمر بلخى . . . عجايز ( ابن ابى ال ) : نامى مستعار مانند است ، براى برخى منبع‌هاى ياقوت ، كه بيشتر ، تاريخ‌هاى بنى اميه و زواقيل و آراميان و سوريان مانند بوالعميطر سفيانى ( 105 - 198 ) را از وى يا از كتاب او « تسمية من كان بالغوطة من بنى امية - نام فرزندان اميّه كه در غوطه مىزيستند » . در 13 جا نقل دارد . در چ ع 2 ص 65 س 23 او را احمد پسر حبيب بن عجايز ازدى ( شايد ازدى الولاء ) خوانده است اين واژه با « عجوزى » هم روزگار مبرّد در معجما 5 : 114 : 6 ) نيز قابل سنجش است . ن . ك چ ع 1 ص 778 ، ترجمهء فارسى ص 669 ، پانوشت 4 . عرابه يا ابو عراره : ياقوت در چ ع 2 : 212 : 20 ، شناسه دوم را و در چ ع 3 : 828 : 12 نخستين شناسه را منبع قرار داده ، از آن نقل مىكند . وستنفلد در ج 5 كه ويژهء تحقيقات او است ، به هيچيك از آنها اشارتى ندارد و در ج 6 ص 553 تنها جاى صورت دوم را ياد كرده ، منبعى نيز براى آن ياد نمىكند . پس شايد تصحيف نام كسى باشد كه پس از سال 395 مىزيسته است . عراق بين الاحتلالين : من براى اين مقدمه از اين اثر عباس عزاوى وكيل دادگسترى بغداد استفاده كرده‌ام . و هر گاه از بغداد مىگذشتم همچون يك شاگرد به خدمتش مىرفتم .